<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله علمی " فلسفه دین "</title>
    <link>https://jpht.ut.ac.ir/</link>
    <description>مجله علمی " فلسفه دین "</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سرمقاله: عقلانیت وحیانی وذکر یک نکته</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_106227.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>خیر الهی و رنج انسانی: بررسی تطبیقی رویکردهای فلسفی آیت‌الله مصباح یزدی و پلانتینگا به مسئلة شرّ</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_105700.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی تحلیلی‌ـ&amp;amp;nbsp;تطبیقی به بررسی و مقایسه دیدگاه‌های علامه مصباح و پلانتینگا دربارة مسئلة شرّ، با تمرکز بر بُعد منطقی آن، می‌پردازد. مسئلة اصلی پژوهش حاضر تبیین امکان هم‌افزایی و تکمیل دیدگاه پلانتینگا در خصوص &amp;amp;laquo;آزادی اراده&amp;amp;raquo; با برداشت مصباح از &amp;amp;laquo;حکمت الهی&amp;amp;raquo; و مفهوم &amp;amp;laquo;شرّ&amp;amp;raquo; است. پلانتینگا با تأکید بر آزادی اراده شرّ را معلول انتخاب‌های آزادانة انسان می‌داند و بر مسئولیت اخلاقی وی در قبال آن تأکید می‌کند. در مقابل، علامه مصباح شرّ را جزء لاینفک نظام هستی و زمینه‌ساز تحقق خیر و کمال انسان تلقی می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد، به‌رغم تفاوت‌های ظاهری، دیدگاه‌های این دو متفکر در نقاط کلیدی همپوشانی دارند و مکمل یک‌دیگرند؛ هر دو فیلسوف بر نقش محوری انسان در مواجهه با شرّ تأکید می‌ورزند، همچنین هر دو در پی تبیین سازگاری وجود شرّ با صفات خداوند هستند. در نهایت، این مقاله تبیین می‌کند که درک جامع مسئلة شرّ مستلزم توجه هم‌زمان به جنبه‌های فردی و اخلاقی شرّ (مطابق نظر پلانتینگا) و نقش آن در نظام هستی و فرایند کمال انسان (مطابق دیدگاه مصباح) است. این رویکردِ تلفیقی به حل تعارض‌های ظاهری کمک می‌کند و به درک عمیق‌تر معنای زندگی، رنج، و مسئولیت‌های اخلاقی انسان یاری می‌رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کثرت گرایی ذومراتبی در مقالات شمس تبریزی</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_105699.html</link>
      <description>در مقالات شمس تبریزی، به نوعی هم با اندیشۀ انحصارگرایی در حوزۀ حقانیّت و نجات روبرو می شویم، و هم با دیدگاه شمول‌گرایی و بیش از همه با نظریۀ کثرت‌گرایی؛ و نکتۀ قابل تامّل آن که انحصار‌گرایی و شمول‌گرایی در طول نظریۀ کثرت‌گرایی‌اند؛ نه در عرض و در تقابل با آن؛ از این رو، در کنار دعاوی سه گانۀ متعارض ادیان، دیدگاه شمس تبریزی، و البته نظرگاه بیشتر عارفان مسلمان، را می توان کثرت‌گرایی ذومراتبی دانست. از منظر شمس تبریزی در سیر به سوی کمال، هم مراتب متعدد و حتّی بی شمار است؛ و هم انسان‌ها دارای مراتب و ظرفیت‌های مختلف‌اند .لذا برخلاف تلقی رایج در الهیات معاصر که با دیدگاه جان هیک پیوند می‌خورد، و بر این اساس، تمام ادیان در مواجهه با حقیقت‌غایی از ارزش و حقانیت یکسانی برخوردار اند، در مقالات شمس تبریزی با خوانشی کثرت‌گرایانه که ذومراتبی است مواجه می‌شویم. در این نگاه حقایق ذومراتبی و لایه به لایه هستند که شدت و ضعف نزدیکی آنها به منبع انوار آفرینش با هم متفاوت است. این پژوهش با روش تحلیلی و با بهره گرفتن از آراء شمس تبریزی در مقالات، نگاه کثرت‌گرایانه ایشان را در باب حقانیت ادیان واکاوی می‌کند و نشان می‌دهد که در نگاه کثرت‌گرایی‌ ذومراتبی شمس، رهیافت‌های ادیان در مواجهه با حقیقت‌غایی، هرگز در یک نسبت مساوی قابل تصور نیست و با منظر جان هیک تفاوت &amp;amp;nbsp;ماهوی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطة تفکرات اگزیستانسیالیستی کرکگور و نگرش اراده‌گروانة وی</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_105698.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی رابطة دوسویه میان مبانی انسان‌شناختی سورن کرکگور با نگرش ایمان‌گرایانة اراده‌محور او می‌پردازد. کرکگور، به عنوان بنیان‌گذار اگزیستانسیالیسم مسیحی، انسان را موجودی دوبعدی (مادی و روحانی)، صاحب فردیت اصیل، آزاد در انتخاب، فاقد ماهیت پیشینی، و دارای تناقض و هراس وجودی می‌داند. این ویژگی‌ها بستر لازم برای شکل‌گیری ایمان اراده‌گرایانه را فراهم می‌سازند؛ ایمانی که در آن عقل به حوزة آفاقی محدود و ورود به سپهر دینی از رهگذر جهش و گزینش ارادی ممکن می‌شود. در مقابل، برخی مؤلفه‌های انسان‌شناسی او نیز تحت تأثیر دیدگاه ایمانی‌اش شکل گرفته‌اند؛ از جمله تأکید بر درون‌نگری، تعلیق اخلاق و عقل در مواجهه با آموزه‌های مسیحیت، و تفسیر هراس به عنوان زمینة پذیرش آموزه‌های غیر&amp;amp;nbsp;قابل درک عقلانی یا تناقض‌نما. نتیجة تحقیق نشان می‌دهد میان انسان‌شناسی و ایمان‌گرایی کرکگور رابطة تعاملی و هم‌پوشانی برقرار است که ساختار اندیشة او را به صورت یک منظومة پیوسته شکل داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی اصل علیت در نظریه‌ جهان‌های چندگانه و فلسفه اسلامی معاصر با تکیه بر تقریر آیت‌الله مصباح یزدی</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_105845.html</link>
      <description>اصل علیت، همچون اصل امتناع تناقض، از ارکان بنیادین معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی است که نقض یا انکار آن‌ها، به‌ویژه در نظریه‌های چندجهانی، چالش‌هایی جدّی در فهم فلسفی ایجاد کرده است. این جستار با رویکردی تحلیلی‌ـ&amp;amp;nbsp;توصیفی و تطبیقی جایگاه اصل علیت را در دو منظومة فکری بررسی می‌کند: نخست، نظریه‌های چندجهانی در قالب جهان‌های ممکن و موازی که با تقلیل علیت به روابط فیزیکی یا ساختارهای ریاضی از ابعاد متافیزیکی آن غفلت کرده و گاه کلیت آن را نقض کرده است؛ دوم، خوانش وجودشناختی فلسفة اسلامی با محوریت آرای آیت‌الله مصباح یزدی که با تکیه بر &amp;amp;laquo;علم حضوری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ربط وجودی علل&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;سلسلة طولی&amp;amp;raquo; کلیت علیت را تثبیت کرده و پاسخگوی چالش‌های نظریات موازی، حبابی، و کوانتومی است. این مقاله با تلفیق تحلیل‌های غربی و اسلامی گامی نو در مطالعات تطبیقی برداشته و به واکاوی کاربردهای اصل علیت در نظریه‌های برجستة چندجهانی پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربۀ عرفانی به ‌مثابۀ مبنایی برای تفکر فلسفی، پژوهشی تطبیقی دربارۀ ووهوآ و عوالمِ خیال</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_105701.html</link>
      <description>تجربۀ عرفانی مواجهه‌ای شهودی با حقایق قدسی و تجلیّات الهی است که منجر به رؤیت هستی به عنوان یک کل واحد می‌شود. چنین تجربه‌ای، در صورت مصونیت از القائات شیطانی و نفسانی، می‌تواند منبعی معتبر برای شناخت حقیقت وجود باشد. مفهوم &amp;amp;laquo;ووهوآ&amp;amp;raquo; برآمده از تجربۀ فراحسی چوانگ‌تزو، فیلسوف برجستۀ چینی، است. او این تجربه را به اصلی فلسفی برای تبیین حقیقت وجود تبدیل کرده است. از سوی دیگر، مفهوم عوالم&amp;amp;nbsp;خیال نیز محصول تجربۀ عرفانی ابن‌عربی، عارف مسلمان، است؛ که وی نیز از این تجربه برای تبیین ساختارهای چندلایۀ وجود استفاده کرده است. این دو اندیشمند، به‌رغم فاصله‌های فرهنگی و تاریخی زیاد، زمینه‌های فلسفی مشترکی دارند؛ از جمله اینکه هر دو مبنای تفکر خود را بر نوعی ادراک از وجود استوار کرده‌اند که فراتر از ادراک حسی است. این پژوهش، با رویکردی توصیفی و موضوع‌محور، به تبیین دو مفهوم ووهوآ و عوالم&amp;amp;nbsp;خیال و تمرکز بر شباهت‌های این دو می‌پردازد. با توجه به پیچیدگی مباحث عرفان اسلامی در زمینۀ وجود و مراتب آن، سادگی بیان چوانگ‌تزو می‌تواند به درک بهتر این مفاهیم کمک کند و راهگشایی برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به حوزۀ عرفان باشد. روش‌شناسی پژوهش بر پایۀ منابع کتابخانه‌ای است. یافته‌ها نشان‌دهندۀ مشابهت‌های فراوان میان این دو سنت فکری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیالکتیک عبادت و یقین در قرآن: تبیین پراکسیس هستی‌شناختی فهم و پاسخ به اشکال دور هرمنوتیکی</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_105906.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی فلسفی-قرآنی، به تبیین رابطه دیالکتیکی عبادت و یقین در منظومه معرفتی قرآن می‌پردازد. فرضیه اصلی آن است که قرآن، فهم را نه یک امر نظری محض، بلکه معرفتی می‌داند که در پراکسیس (کنش وجودی) عبادت تحقق می‌یابد. با تحلیل آیات کلیدی، استدلال می‌شود که عبادت به مثابه یک &amp;amp;laquo;پراکسیس هستی‌شناختی&amp;amp;raquo;، با تغییر &amp;amp;laquo;شیوه بودن&amp;amp;raquo; انسان، شرط امکان دستیابی به یقین است و یقین حاصل شده، به نوبه خود، کیفیت عبادت را تعمیق می‌بخشد. چالش محوری این نظریه - که چگونه می‌توان پیش از حصول یقین، به عبادت متعهد شد - مورد بررسی قرار گرفته است. در پاسخ به آن، با تفکیک سطوح معرفت (از علم الیقین تا حق الیقین) و با تکیه بر مفاهیم فطرت و پیش‌فهم، نشان داده شد که این رابطه یک دور باطل نیست، بلکه یک حرکت مارپیچی صعودی است که با حداقلی از معرفت گزاره‌ای و انگیزش وجودی آغاز شده و در سیر التزام عملی، به معرفتی وجودی و تام می‌رسد. این خوانش، الگویی اصیل برای نسبت سنجی علم و عمل در معرفت شناسی دینی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامدهای الهیاتی اثر الیزا</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_105907.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;اثر الیزا&amp;amp;raquo; (تمایل انسان به نسبت دادن ویژگی‌های انسانی به ماشین‌های فاقد آگاهی) یکی از رخدادهای بنیادین در تاریخ هوش مصنوعی و نقطه آغازین پرسش‌های الهیاتی و فلسفی درباره ماهیت انسان در عصر فناوری است. این مقاله با تکیه بر آثار کلاسیک جوزف ویزنباوم و تحلیل‌های الهیاتی معاصری چون هرتزفلد و فِرست، به واکاوی پیامدهای الهیاتی اثر الیزا می‌پردازد. هدف اصلی پژوهش، بررسی این است که چگونه مواجهه انسان با ماشین‌های گفت‌وگومحور، بازتابی از بحران معنویت و خودفهمی انسان در جهان تکنولوژیک است. مقاله در سه محور به تحلیل این پدیده می‌پردازد: (1) تمایل انسان به انسان‌انگاری فناوری به‌عنوان نشانه‌ای از میل خلاق انسان برای ساخت موجودی شبیه به خود؛ (2) محو مرز میان قضاوت انسانی و محاسبه ماشینی و پیامدهای اخلاقی آن در فروکاست داوری به کارکرد؛ (3) بازتاب نیاز انسان به معنا، رابطه و حضور خداگونه در آینه مصنوع به‌عنوان تلاشی ناخودآگاه برای بازسازی حضور الهی در جهان دیجیتال. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که اثر الیزا صرفاً پدیده‌ای روان‌شناختی یا زبانی نیست، بلکه آینه‌ای الهیاتی از وضعیت انسان معاصر است؛ آینه‌ای که در آن، میل انسان به معنا، رابطه و حضور، در قالب فناوری بازتاب می‌یابد. نتیجه این پژوهش آن است که اثر الیزا آشکارساز حقیقتی الهیاتی درباره انسان معاصر است: انسان در عصر هوش مصنوعی بیش از پیش در معرض این خطر است که بازتاب را با حضور، شبیه‌سازی را با معنا، و کارکرد را با قضاوت خلط کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی معنای زندگی در اندیشه‌ سارتر و نیگل</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_106057.html</link>
      <description>معنای زندگی، پرسشی کاربردی است که با متن زندگی انسان سر و کار دارد و در چارچوب فلسفه‌های تحلیلی و قاره‌ای نمودار گشته است. در این نوشتار، به بررسی دیدگاه‌های تامس نیگل و ژان پل سارتر در این مورد خواهیم پرداخت. در بررسی نیگل، به ارزشمندی زندگی برخواهیم خورد و البته اینکه برای او، مرگ، همواره شر خواهد بود. در مورد معنادار بودن زندگی، نیگل دو دیدگاه پیش می‌کشد؛ در دیدگاه نخست، که بیرونی و عینی است، زندگی بی‌ارزش و ناچیز و در دیدگاه دوم، که ذهنی و درونی است، زندگی سراسر ارزشمند است. در برخورد این دو دیدگاه با یکدیگر است که انسان دچار احساس اَبزُرد می‌شود. احساسی که برای کنار زدن آن راهی نیست، اما می‌شود رندانه با آن رودررو شد، تا در عمل به زندگی ادامه داد. اما از دیدگاه سارتر، معنا، ارزش یا اصول اخلاقی بیرون از ما وجود ندارد. همین‌گونه، انسان سرشتی مشخص نیز ندارد. اما انسان از آزادی کامل برخوردار است تا با ساختن هویتی برای خویش، دست به آفرینش معنا، ارزش و اخلاق برای خود بزند و با این آفرینشگری، زندگی خود را معنادار سازد. این نوشتار بر آن است تا به ارزیابی تطبیقی دیدگاه‌های پیش گفته در سارتر و نیگل بپردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل همبستگی متغیرهای هوش مصنوعی بر دینداری انسان معاصر</title>
      <link>https://jpht.ut.ac.ir/article_106261.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به تحلیل همبستگی متغیرهای هوش مصنوعی بر دینداری انسان معاصر ( داده کاوی: اساتید میان رشته ای حوزه الهیات و هوش مصنوعی در ایران)می‌پردازد. جامعه آماری شامل 30 استاد متخصص در حوزه‌های هوش مصنوعی و الهیات است که به پرسش‌های طراحی شده پاسخ داده‌اند. روش پژوهش کمی با تحلیل محتوای کیفی داده‌ها و بررسی اسنادی است. یافته‌ها نشان می‌دهد نگرش اساتید نسبت به هوش مصنوعی چندبعدی و متنوع است. از منظر آنان، در حوزه معرفت‌شناسی دینی، اگرچه هوش مصنوعی در پردازش داده‌ها توانمند بوده و دسترسی انسان به منابع دینی را تسهیل می‌کند، اما اطلاعات جایگزین معرفت می‌شود که این امر شکاکیت معرفتی و تغییر مرجع و معیار معرفتی از منابع انسانی و مکتوب به داده‌های متکثر ماشینی را به دنبال دارد و از طرفی در حوزه انسان‌شناسی، باور به ظهور ویژگی‌هایی چون روح و حیات پس از مرگ در هوش مصنوعی با تردید مواجه است و هوش مصنوعی، به واسطه اتکا بر ماشین، بسیاری از مبانی ارزشی و اخلاقی را دستخوش تغییر خواهد کرد. اگرچه پیشرفت‌های فناورانه و آثار مثبت هوش مصنوعی در دین‌داری انسان معاصر مورد تأیید مصاحبه‌شوندگان است، اما آنان تأکید دارند که پیامدهای منفی و چالش‌های اخلاقی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناسی این فناوری نباید مورد غفلت قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
