بررسی تطبیقی معنای زندگی در اندیشه‌ سارتر و نیگل

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره). قزوین. ایران

10.22059/jpht.2026.406584.1006161

چکیده

معنای زندگی، پرسشی کاربردی است که با متن زندگی انسان سر و کار دارد و در چارچوب فلسفه‌های تحلیلی و قاره‌ای نمودار گشته است. در این نوشتار، به بررسی دیدگاه‌های تامس نیگل و ژان پل سارتر در این مورد خواهیم پرداخت. در بررسی نیگل، به ارزشمندی زندگی برخواهیم خورد و البته اینکه برای او، مرگ، همواره شر خواهد بود. در مورد معنادار بودن زندگی، نیگل دو دیدگاه پیش می‌کشد؛ در دیدگاه نخست، که بیرونی و عینی است، زندگی بی‌ارزش و ناچیز و در دیدگاه دوم، که ذهنی و درونی است، زندگی سراسر ارزشمند است. در برخورد این دو دیدگاه با یکدیگر است که انسان دچار احساس اَبزُرد می‌شود. احساسی که برای کنار زدن آن راهی نیست، اما می‌شود رندانه با آن رودررو شد، تا در عمل به زندگی ادامه داد. اما از دیدگاه سارتر، معنا، ارزش یا اصول اخلاقی بیرون از ما وجود ندارد. همین‌گونه، انسان سرشتی مشخص نیز ندارد. اما انسان از آزادی کامل برخوردار است تا با ساختن هویتی برای خویش، دست به آفرینش معنا، ارزش و اخلاق برای خود بزند و با این آفرینشگری، زندگی خود را معنادار سازد. این نوشتار بر آن است تا به ارزیابی تطبیقی دیدگاه‌های پیش گفته در سارتر و نیگل بپردازد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات