مسأله شر در دو ساختار منطقی و قرینهای، چالشی مهم فراروی خداباوری است. یکی از دریچههای ارزیابی این مسأله، بررسی میزان سازگاری مدعاها و اجزای آن با مبانی پیشین و پذیرفتهشده است که ازجمله مهمترین آنها، مبانی در فلسفه ارزش (خیر و شر) است. از این بحث به کشف تعهدات فراهنجاری تعبیر میکنیم که در پی آن، میزان التزام مدافع برهان شر به دیدگاههای فراهنجاری و سازگاری بین مبانی و مدعاهای او ارزیابی میشود. این پژوهش متکفل ساحت معناشناختی از این مسأله است. در بعد معناشناسانه عام، دو رویکرد شناختاری و ناشناختاری وجود دارد که نگاه ناشناختاری، کارآمدی مسأله شر را بهجد به چالش میکشد. شروری که از ابتدا متناظر با واقعیات مستقل بیرونی در نظر گرفته نشوند، اعتباری برای قرار گرفتن در استدلال بر نفی متافیزیکی خدا نخواهند داشت. در بعد معناشناسانه خاص، رویکردها در ماهیت صفت خیریت خدا در تحلیل مسأله دخیل است؛ چراکه این خیریت خدا است که از آن انتظار دفع شرور میرود. رویکردهایی همچون اشتراک لفظی و تمثیل و هر مبنایی که فهم درست از خیریت خدا را مخدوش کند و همسانی خیر بشری و خیریت الاهی را در بر نداشته باشد، تعهد رفع شرور دنیوی را برای خدا ایجاد نخواهد کرد.