نقش فطرت در حرکت استکمالی انسان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه شهید مطهری گروه فلسفه

چکیده

کاوش درباب فطرت، و نقش عقل و خرد بعنوان کانون این قلمرو در مکاتب گوناگون ابعاد مختلفى دارد. از بررسى این ابعاد گوناگون چنین برمى آید که فطریات مربوط به حوزه ادراک و شناخت، اصول و مبادى شناخت و تفکر بشر را تشکیل مى دهد و موجب تمایز فطرت از طبیعت و غریزه مى شود، تفاوتى که از سنخ اختلاف تشکیکى، و ناشى از تفاوت در مراتب وجودى موجودات است. هرگونه تردید در این اصول و مبادى تفکر، بناى معرفت بشرى را به چالش می‌کشد. از دیدگاه قرآن نیز معرفت فطرى با دو حوزه وجود انسان ـ عقل و خرد، دل و روان ـ ارتباط دارد و از این دو سرچشمه، مى‌جوشد. ازاینرو اساس سنت دینى را بنیان ثابت و مشترک انسانى ـ یعنى فطرت او ـ تشکیل مى‌دهد؛ یعنى حیات انسانى هم مدار ثابتى دارد و هم در مدار ثابت خود، پیوسته در تحول و تکامل است. آن مدار ثابت همانا انسانیت اوست که بر محور فطریات او استوار است. این خلقت ویژه انسان، او را بسوى مبدأ و منشأ کمالات فرامى‌خواند.

کلیدواژه‌ها